تبليغاتX
سیاهـ چاله

سیاهـ چاله

سفید


 تو داری می نویسی ؛

من شعر میخوانم ، دست می زنم ، پا می کوبم ، جیغ می کشم و

تو داری بی اعتنا می نویسی .

تو و آن خودکار لعنتیت!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت12:0توسط TTT | |


ستاره  می شود هر خاطره یمان و می رود آن دور ها

و رویای  کودکانه ی من و تو  می شود

چنگ زدن به آسمان شب.




+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت22:7توسط TTT | |



_بعدش همینطوری که داشتیم می رفتیم...

+ ببین تو اگه حوصله ی یکی رو نداشته باشی چیکار میکنی؟

_ هر چی گفت تو دو نقطه دی بزن. فهمیدی؟

+:D

_ میگم فهمیدی؟

+:D

...


یک ساله شدیم.

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت19:50توسط TTT | |



   خورشید هم آفتابگردان می شود با دیدن روی ماهت.

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت21:59توسط TTT |



یکی به صفحه ی مانیتور کامپیوترش خیره شده و آن یکی به صفحه ی تلویزیون و
 
من به پنجره ی بسته ی اتاقم چشم دوخته ام.



+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت10:59توسط TTT | |