|
و نتیجه ای که ما از داستان چوپان دروغگو می گیریم اینه که دروغ بگیم و لی یه دروغو چند بار نگیم!!
:| ! دیگه خیلی وقته اینجوریم. اینجوری راه می رم. اینجوری حرف می زنم. اینجوری غذا می خورم. هر چقدر تلاش می کنم که یه خم کوچیک ایجاد کنم بشم :D یا حتی این حالتی :) باز می چرخه و می شه همون حالت قبلی! همه می گن وقتی به وسط سال می رسیم کنکوری هامی ُبرن وخسته می شن و بایست بهشون روحیه داد. اما من نه نیازی به روحیه دارم و نه چیز دیگه ای. ینی کنکورم دیگه اهمیتشو ازدست داده؟ آدم درس بخونه ... به مدارج عالیه ی تحصیلی برسه... ازدواج کنه ... بچه دار شه... بچه اش بزرگ شه... از آخرش چی؟! هیوم؟! دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است... داشتم مطلب آخر غزاله رو می خوندم.دیدم حرفاش چقدر شبیه حرفهایی بوده که من خیلی وقته می خوام آپشون کنم و حوصله ام نگرفته! یه بی حوصلگی دوره ای! همین!
پشت کامپیوتر در محل کارش نشسته بود و با آی دی ِ " در آرزوی تو "با معشوقه ی اینترنتی اش دردودل می کرد.آن قدر تحت تاثیر این دوست قرار گرفته بود که هر روز آرزو می کرد از محل کارش به جای خانه ی خودش به منزل عشقش برود. رفتارهای همسر و فرزندانش در مقایسه با چیزهایی که دوستش می گفت خالی از عشق و محبت بود.خسته و بی کشش وقتی به خانه برگشت ، صدای دخترش را شنید که تلفنی به دوستش می گفت یک خر به نام "در آرزوی تو " پیدا کرده است...
|
About![]()
I'm not afraid to dream,to sleep,sleep forever Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 Links
آی با کلاه |